AGI – جمعه آینده اکران می شود “Something new” ، آلبومی که بازگشت به آهنگ های منتشر نشده توسط Max Pezzali را نشان می دهد، کوهنورد موسیقی ایتالیایی. بله ، زیرا اگر در پایان “فقط یک نفر باقی خواهد ماند” این Max Pezzali است ، صدای رسمی نوجوانان کل نسل کودکان ، نویسنده آهنگهایی که بیش از همراهی های ساده ، قطعات سرگرمی ، اما موسیقی متن های دزدیده شده را نشان داده است کلمات دهان در صمیمی ترین لحظات نوجوانی ما.

تقریباً 30 سال است که صدای ماکس از استریو خارج می شود و مانند تکیه بر عقب می آید ، سخنان یک دوست دیرینه ، همیشه درست ، ترجمه کامل احساسی که همه ما را به همان درد ، به همان دلتنگی متصل می کند ، اکنون یک فرد بزرگسال یا طالبان نویسنده است ، مهم نیست.

ماکس پزالی هنوز بی حرکت است و در یک نقطه ثابت از زندگی منتظر ماست که هر کس باید دیر یا زود از آن بگذرد ، ویرجیلو که دست ما را می گیرد و تا زمانی که می تواند ما را همراهی می کند و ما به نوعی برای همیشه وصل می شویم ، اشتیاق با افزایش سن

“برای من بسیار چاپلوسانه است زیرا در هر صورت این بدان معناست که شما به گونه ای عرضی آمدید ، برای افرادی که ظاهراً بسیار متفاوت از یکدیگر هستند ، شما همچنین بخشی از زندگی آنها را نشان داده اید. خیلی مثبت است “

چه حسی دارد که چنین آهنگهای تعیین کننده ای در زندگی کسانی که به شما گوش می دهند ، سروده اید؟
“شما در واقع اینقدر متوجه نیستید. من اتفاقاً متوجه شدم که خودم مشغول انجام کارهایی هستم ، آنها اتفاق افتادند اما من درک زیادی نداشتم ، شما فقط وقتی در خیابان با مردم ملاقات می کنید ، یا وقتی کنسرت برگزار می شود و بعد از صحنه نگاه می کنید ، آن لحظه حیرت وجود دارد. شما می بینید که افرادی به ظاهر آشتی ناپذیر با یکدیگر ، متفاوت از هدفی که در ذهن داشتید ، با شما آواز می خوانند.

“و در آخر عجیب است زیرا در این صورت وقتی بسیاری از افراد را می بینند که همان آهنگ را می خوانند متوجه می شوید که به طریقی چیز دیگری شده است ، آن آهنگی که در آن انبار مرطوب نوشتید ، به تنهایی یا وقتی که مائورو نیز آنجا بود ، در یک وضعیت غیرمعمول ، ما این انبار را در انبار گل فروشی پدرم ساخته بودیم ، و با تجهیزات گل فروشی در کنار آن همزیستی داشتیم ، بنابراین ما مجبور شدیم از طریق گلهای تقلبی ، گیاهان ابریشم راه خود را پیدا کنیم “.

“تصور اینکه چیزی که در آنجا به عنوان یک شوخی متولد شده است ، سپس بیرون آمد و وارد زندگی بسیاری از مردم شد ، معجزه آسا است ، برای من هنوز تقریباً باطنی است ، هنوز هم در زمینه غیر قابل تحمل است ، شما حتی نمی فهمید که چگونه اتفاق افتاد ، زیرا این اتفاق افتاد اما در پایان متوجه می شوید که آن آهنگ از آن پله مارپیچ ، آن در بیرون آمده و با همراهی آنها وارد زندگی بسیاری از مردم شده است “.

“این موضوعی است که درک آن برای من کاملاً دشوار است ، موضوعی که هنوز کمی دودزا است” “

احساس این است که شما ، در مقایسه با سایر همکاران خود که آهنگ های کاملاً بنیادی نوشته اند ، با مردم رابطه مستقیم برقرار کرده اید ، عاشق آهنگ های خود هستید و دوستتان دارید … نمی توانید این دو را از هم جدا کنید.
“این چیزی است که من را چاپلوس و هیجان زده می کند ، من آن را در هنگام پیش فروش بلیط های سان سیرو مشاهده کردم ، فکر کردم” اما تصور کنید ، چه کسی به ما می رود …؟ “، من در مقابل اشتیاق آسان آژانس کمی شک داشتم که او این پیشنهاد را به من داد و گفت “نگران نباش”.

“سپس ظرف چند روز ما چیز فرومایه ای فروخته شدیم ، و کلمنته زارد از Vivo Concerti به من گفت:” نگاه کن ، کلید همه چیز است ، من به عنوان شنونده ، به عنوان یک طرفدار به تو می گویم فقط مربوط به آهنگ نیست که همراه با یک دوره است ، اما این است که آنها واقعاً شما را دوست دارند “.

“آنها این کار را انجام می دهند زیرا می دانند که شما فکر می کنید نمی توانید این کار را انجام دهید و می خواهند به شما نشان دهند که می توانید.” یک چیز بسیار عجیب ، این یک نمایش بزرگ اعتماد و حسن نیت از طرف مردم است “

این واضح است که به صداقت شما نیز ربط دارد …
“برای من این مسئله اساسی است زیرا من همیشه سعی کرده ام دروغ نگویم ، خودم را به روشی متفاوت از آنچه واقعاً هستم نگویم ، من می دانستم که برای نقش ستاره خواننده ناکافی هستم ، با خودم گفتم” من اینطورم ، اگر قبول شوی برای آنچه که هستم پذیرفته می شوی. شش ، اگر حداقل طرد شوید ، مجبور نیستید که تمام زندگی خود را دیوانه کنید و بخشی را بازی کنید و پس از آن به طرز بدی فروپاشید.

“مردم خوب یا بد آن را درک کرده اند ، با نقص و چند شایستگی من ، آنها علاقه مند به این چیزها هستند و در واقع آنها من را بهتر از من می شناسند ، زیرا حقیقت به آنها رسیده است ، چرا که نه می توانم داستان را به شکلی دیگر تعریف کنم “

شما این لیاقت خارق العاده را دارید که همیشه به خود وفادار بمانید ، حتی در این “چیزی جدید” ، اگرچه با توجه به تحولات طبیعی ، ما همیشه همان چشمی را می بینیم که سالها پیش به دنیا نگاه کرده اید …
“این درست است ، زیرا ، خواه شما آن را دوست داشته باشید یا دوست ندارید ، من همیشه سعی می کنم چیزی را که می بینم به شما بگویم ، نمی توانم آنچه را که نمی بینم بگویم ، از دیدگاه دیگری بگویم ، من نمی توانم خودم را انتزاع کنم و دیدگاه بسیار دور از آنچه در اطراف من اتفاق می افتد “.

“این از نظر نوشتن محدودیت است ، به عنوان مثال نوشتن برای دیگران برای شما دشوارتر است ، نویسنده واقعی ، آهنگساز واقعی ، آهنگساز واقعی نیز باید بتواند طوری بنویسد که انگار شخص دیگری است ، خود را در دیگران قرار می دهد پارچه ، من سختی زیادی دارم ، زیرا وقتی آهنگ می نویسم یک روند کاملاً تصویری است ، اگر من از یک لحظه خاص حتی عکسهایی احساسی نداشته باشم ، نمی توانم آنها را به کلمات ترجمه کنم “.

“این یک حد است ، اما همچنین یک مزیت است زیرا همه درست است و اگر چیزی درست باشد ، هرگز کلمات آزاد وجود ندارد ، کلمات به یک دلیل وجود دارند”

خبر پیشنهادی  در ایالات متحده ، 42000 عفونت جدید و 655 مرگ در 24 ساعت

حتی امروز ، در این آلبوم جدید ، شما با یک دیدگاه همیشه منحصر به فرد به جهان نگاه می کنید …
“مشاهده جهان از دیدگاه فعلی من کاری است که من اکنون بیشتر انجام می دهم تا به نسل نسل پسرم بگویم دیدگاه کسی که از دنیای دیگری می آید ، که کمی شبیه آن است ، چرا می رسد از دوران آنالوگ ، از دنیای قبل از اینترنت و گفتن دنیای امروز واقعاً به معنای ورود از یک سیاره دیگر است ، زیرا این انتقال دوره ای در اواخر دهه 90 بود. “

“هدف این نیست که بگوییم” ما باحالیم و شما احمق هستید “یا” یک مثال بزنید “، نه اینکه واقعاً بخواهیم به جوانترها بگوییم: ببینید اگر کسی به شما بگوید ، و این اتفاق خواهد افتاد ، که نسل شما ارزش ندارد لعنت ، تو آنقدرها نیستی ، آنقدرها نیستی ، ضخامت کم داری “.

“نگران نباشید زیرا این افراد قبلاً توسط نسل قبل از سی سال پیش برای نسل من تعریف شده بودند ، بنابراین این داستانی است که تکرار می شود ، چرخی که می چرخد ​​، هر نسل باید اشتباهات خود را انجام دهد و دستان خود را با زندگی آلوده کند ، هر یک از ما او باید زندگی کند تا داستان خود را به نوعی بیان کند و آن را منتقل کند “.

“بنابراین از طرف من همیشه یک نگاه خیرخواهانه نسبت به جوان ترها وجود دارد زیرا من سعی کرده ام به عنوان بخشی از نسل X توپ ، که” آتش مقدس سیاست ندارند “، توسط کسانی که من بخشی از یک نسل مهم بودم ، بنابراین می گویم: خوب ، ما نسلی که خونسرد بودیم نبودیم ، اما داستان های کوچکمان چیزی برای گفتن داریم. “

“ما به دوستی ، همبستگی ، تشکیل یک گروه ، عاشقانه پناه بردیم که دستیابی به آن آسان نیست اما شاید خیلی آرزو شود حتی اگر کمی مخفیانه باشد ، با حیا. این داستان هایی است که احساس می کنم می توانم آنها را انتقال دهم ، به طوری که حتی جوانترین آنها نه تنها می توانند به آنها گوش دهند بلکه می توانند مثالی بزنند تا خودشان بنویسند “.

“بنابراین من معتقدم که بچه های امروز چیزهای زیادی در مورد معاصر بودنشان خواهند گفت و این چرخه ابدی نسل ها خواهد بود که از خودشان برای کسانی که بعدا می رسند تعریف می کند”

https://www.youtube.com/watch؟v=iO9Fg7EGqO8

آنها می گویند کسانی که مانند شما آهنگهای اساسی می نویسند در نهایت از معروف ترین آهنگها متنفرند و آنها را که کمتر مورد توجه عموم قرار دارند دوست دارند. درسته؟
“در واقع ، نه ، من هرگز قدرت ترانه ها را به عنوان محدودیت تجربه نكرده ام ، من معتقدم كه ترانه ها متولد شده اند تا دیگر مال تو نباشند ، هدف این است كه ، آنها موسیقی متن زندگی شخص دیگری شوند”.

“هر کس آهنگ ها را به روش خاص خود تفسیر می کند ، هرکدام به روشی متفاوت ، شاید شما آنجا را فکر نمی کردید اما پس از آن به کسی گوش می دهید که می گوید” من این را تفسیر کرده ام “، شما فکر می کنید” دمار از روزگارمان درآورد ، اما می دانید که شاید وجود دارد؟ ” “

“تا آنجا که به من مربوط می شود ، هنوز هم امروز آواز” آنها مرد عنکبوتی را کشتند “مرا هیجان زده می کند زیرا دقیقاً همان لحظه نوشتن آن را به خاطر می آورم ، رویاها را یاد می آورم ، اشتیاق ما را برای کاری که انجام می دادیم ، به من منتقل می کند فکر کنند که هر دو حماقت از پاویا – و می خندد – در آن لحظه دانش آموزان شکست خورده اند ، بنابراین متقاعد شده اند که آنها به خاطر آن آهنگ می نویسند ، فقط برای لذت بردن از انجام آن ، امروز آنها این آهنگ را می شنوند که تقریباً به یک کلاسیک تبدیل شده است ، بنابراین به نظر من این آهنگ نیست شما می توانید خسته شوید ، نمی توانید با یکی از آهنگهای خود که در یک موفقیت موفقیت آمیز است رابطه تعارضی برقرار کنید “

آیا می توانید آهنگی از رپرتوار خود را که به آن علاقه ویژه دارید ، بگویید؟
“بسیاری وجود دارد ، با این حال ، یکی که شاید بیشتر حاوی وجود من باشد ، که به نظر من به بهترین وجه نمایانگر هر کاری است که من انجام داده ام و در سال 94 نوشته شده است ، اما می توان آن را نوشت دیروز ، شاید با جزئیات مختلف اما ممکن است همان چیز “سالها” است ، زیرا این نوع سوداوی برای گذشت زمان چیزی است که من امروز حتی در این آلبوم جدید پیدا می کنم “.

در ترانه های شما ، از جمله آلبوم های اخیر این آلبوم ، من همیشه کمی دلتنگی ، هرگز غم و اندوه ، همیشه کمی دلتنگی را می خوانم ، حتی در شادترین ها … آیا احساسی که هنگام نوشتن شما را تحریک می کند؟
“بله ، در واقع این هراس گذشت زمان است ، اما نوستالژی یک زمان ، یک دوره نیست ، آن زمان دلتنگی خودم است. غالباً در مورد خود گذشته ، اشتیاق جوانی ، این ایده که هیچ کاری در زندگی نمی تواند انجام دهد محدودیتی ندارد ، این ایده که در گذشته 18/20 سالگی چیزی نوشته نشده است ، فکر می کنید سالها شما می گویید “هک ، همه چیز بسیار سخت خواهد بود اما مطمئناً من هزار گزینه پیش رو دارم”.

“پس از آن زمان می گذرد و آن چیزهای دنیای بزرگسالان می رسد ، مسئولیت ها ، مشکلات ، با افزایش امکانات کاهش می یابد ، مانند بستن ستاره مرگ است ، پنجره فرصت بیشتر و بیشتر می شود و سرنوشت شما این بیشتر و بیشتر نوشته شده است ؛ شما به عنوان یک ضربه گیر رایگان شروع می کنید ، شما در جهان هستید ، هیچ چیز ندارید ، یک پنی در جیب خود ندارید اما یک میلیون فرصت دارید ، پس از چند دهه می رسید و یک فرزند دارید بنابراین نمی توانید به هر کجا که می خواهید بروید ، زیرا شما باید او را به مدرسه بفرستید ، باید از او مراقبت کنید ، طیف وسیعی از افراد هستند که باید به آنها مراجعه کنید. ”

“پدر و مادر شما پیر می شوند و آنها دیگر پدر و مادر قدرتمند شما نیستند نسبت به جوانی شما اما این شما هستید که باید از آنها مراقبت کنید ، ناگهان شما ناخدای هواپیما هستید و دیگر توانایی انجام شیرین کاری ها ، انجام 360 ها را ندارید ، شما باید با مسئولیت های خود کنار بیایید. این آن سبکدلی است ، نه یک سال … 1987 ، 1990 بود ، بله اما این خروس ها ، شما می توانید بدون 1987 و 1990 زندگی کنید ، اما چیز جالب این عطری بود که هوا داشت زیرا شما متفاوت بودید.

به عنوان یک جوان این امکان را داشتید که از بین راه های مختلف یکی را انتخاب کنید ، به عنوان یک پیر باید مراقب باشید که گمراه نشوید …
“دقیقاً ، این مسائل است. این کاملاً چشم انداز را تغییر می دهد ، اما نوستالژی آن چیز برای شما پیش می آید ، شما فکر می کنید “اما چه خوب خواهد بود که همه چیز را کنار بگذارید” ، یک واکنش پانک ، و در واقع شما نمی توانید این کار را انجام دهید و هرگز نخواهید و نخواهید ، زیرا افراد زیادی ، احساسات زیاد ، خیلی چیزها به این بستگی دارد که شما ماشین را در وسط جاده نگه دارید “

خبر پیشنهادی  اسکوترهای شهری وارد نوارا می شوند

در صورت تمایل می توانید از آن استفاده کنید …

“خوب ، من آن را بازی! – و می خندد – “

https://www.youtube.com/watch؟v=gVx2hMLuY_4

“آنها مرد عنکبوتی را کشتند” در سال 1992 اکران شد بنابراین شما در شرف رسیدن به حرفه 30 ساله خود هستید ، ماکس پزالی چگونه پیر می شود ، به عنوان یک مرد و به عنوان یک هنرمند …؟
“به عنوان یک مرد باید بگویم که گویی من یک نوع مرحله رشد را تجربه می کنم ، به این معنا که در زندگی خصوصی من لحظات سینوسی وجود دارد ، من اکنون بسیار خوشحالم زیرا می بینم پسرم به خوبی رشد می کند ، بنابراین من فکر می کنم همه چیز را به خوبی مدیریت کرده ام ، حتی وضعیت طلاق ، من فکر می کنم که حتی با همه مشکلات ، همراه با مادرش البته ، من توانستم آن را به خوبی ساختار دهم ، بنابراین یکی از ماموریت های من موفقیت است “.

“از نظر زندگی خصوصی ، من خوشحالم که با همسرم به تعادل رسیده ام ، تعادلی که در دوره قفل ، اگر با کسی راحت نیستید و به مدت دو ماه خود را در چهار دیواری حبس می کنید ، دشوار است ، زندانها خیلی کمتر ، این بدان معنی است که شما توانسته اید یک تعادل ، یک میدان پیدا کنید. “

“از نظر موسیقی ، هنوز لحظاتی وجود دارد که شما فکر می کنید” خوب ، احتمالاً آهنگ ها ، همانطور که من آنها را تصور می کنم ، منسوخ شده اند ، آنها زبانی هستند که کمی بیش از حد قدیمی هستند “، اما پس از آن لحظاتی وجود دارد که شما می نویسید آهنگ و شما فکر می کنید “اینطور نیست که رادیو را روشن کنید و این کیفیت عالی وجود دارد” ، بنابراین در پایان آهنگ ها هنوز هم چیزی را ارائه می دهند ، یا حداقل شما باید آنها را بنویسید زیرا از آن لذت می برید ، اگر کسی از آنها بهتر قدردانی می کند ، در غیر این صورت سعی کرده اید “

شما واقعاً زمانها را پیش بینی کرده اید ، اگر به این انقلاب مستقل بیندیشید ، دو مضمون اساسی که در مرکز توجه قرار گرفته است ، ولایت و احساسات هستند که همیشه قهرمانان شعر شما بوده اند …
“تولد دوباره فرم ترانه که توسط دنیای هند مطرح شده است بازگشت به نوشتن درباره چیزهای واقعی ، حتی چیزهای کوچک است ، چیزهایی که نزدیک هستند اما به همین دلیل جهانی هستند. یکی از چیزهایی که بیشتر مرا مورد توجه قرار داد ، زمانی بود که نیکولو کنتسا ، سگ ها ، کنسرت ها را با “Con un deca” تعطیل کرد و من فکر کردم “آیا شما کاملاً مطمئن هستید که این اتفاق می افتد؟”

پنج سال از “Astronave Max” ، آخرین رکورد منتشر نشده ، در این بین موسیقی ایتالیایی کاملاً متحول شده است. نظر شما درباره این ترانه سرای جدید چیست؟
“این آینده است و خدا را شکر امروز موسیقی ایتالیایی است. اگر آهنگ هنوز وجود داشته باشد ، کاملاً به دلیل آنهاست. سپس ساموئل برسانی بیرون می آید و می گوید “چپو! استاد بازگشته است ، اما ما باید از آنها به خاطر ماندگاری این چیزها تشکر کنیم “

آیا کسی وجود دارد که شما به خصوص دوست داشته باشید
“پنگوئن ها بتهای کل من هستند ، آنها درخشان هستند ، آنها از طریق موسیقی نوازندگان با شعرهای کنایه آمیز به آهنگ پاپ رسیدند ، الیو و لو استوری تیسه به من گفتند ، با متن آهنگی / هارمونیک و ریتمیک در بالاترین سطح . سپس یکی که من در هنگام نوشتنش خیلی دوست دارم کلکته است ، زیرا او شاعری درباره چیزهای کوچک ابداع کرد که به نظر من عالی است. پس تعداد زیادی وجود دارد ، این یک جهان در حال تکامل مداوم است “

آنها همچنین در قوانین بازار رکورد انقلابی ایجاد کردند …
“من همچنین مدیریتی را که این هنرمندان بر موسیقی دارند بسیار دوست دارم ، این ترانه سراها توانسته اند از پایین شدن شروع کنند ، این یک کلمه بد است ، کارآفرینان خودشان ، شما باید یاد بگیرید که همه کارها را انجام دهید ، شبکه های اجتماعی را مدیریت کنید ، تصویر ، برای رفتن به استودیو و رسیدن به نتیجه ای که می خواهید ، برای اینکه بتوانید به روش صحیح ، با اصطلاحات صحیح ، با تهیه کنندگان صحبت کنید ، دوست فیلمبرداری داشته باشید که بتواند تصویر مورد نظر شما را بسازد “.

“اخلاق” آیا شما خود پانک می کنید “از گذشته ، که به نظر من نقطه قوت آنها است ، زیرا آنها در ابعادی به عموم مردم می رسند که در حال حاضر آنچه را که ساخته اند ساخته اند و دیگر به این اندازه قابل دستکاری یا ملموس نیستند. روشی بدیع را ابداع کرده است که استعداد را در ساختن موفقیت جایگزین کرده است ، بنابراین آنها بجای اینکه توسط استعداد با توجه به هدف استعداد مورد استفاده قرار گیرند ، آزادانه بزرگ می شوند تا داستان خود را تعریف کنند … “

جنبه کارآفرینی ، هر چند شاعرانه تر ، ثانویه نیست ، آنها زندگی جدیدی به یک بازار زنده و بیابانی بخشیده اند …
“قطعاً ، این یک نسل از ترانه سرایان باهوش و فرهیخته است ، آنها می دانند چه می نویسند ، این یک نسل از انسانهای تباه نیستند که از صحنه و بدنامی بدنبال هستند ، همانطور که متأسفانه در بخشهای دیگر اتفاق می افتد. آنها از پله های پیچیده و بی پایان برای نشان دادن مهارت در آواز خواندن بیمار نیستند ، اما آنها می خواهند داستان تعریف کنند: مهم نیست که چگونه آواز می خوانید بلکه از چه لعنتی صحبت می کنید ، آنچه می خواهید به من بگویید “.

خبر پیشنهادی  در مورد Autostrade ، دولت منتظر "پیشنهادی مفید" از بنتونها است

“ما با داشتن صد میلیون مجری عالی ، در صحنه بودن و خالی بودن محتوا ، ابعادی را به خطر انداختیم ، به لطف ترانه سرای جدید ، مطالب برگشتند ، داستان ها برگشتند ، داستان سرایی بازگشت”

https://www.youtube.com/watch؟v=T2zlq1HlWdk

آیا می توانم از بین بسیاری که تجربه کرده اید ، از شما بخواهم خاطره ای را که بیش از همه به این 30 سال شغلی وابسته اید ، بپرسید؟
“تعداد زیادی وجود دارد ، شاید من دو نفر داشته باشم: در سال 1998 ، کنسرت در Piazza del Duomo ، 100 هزار نفر ، من فکر کردم کسی نمی آید یا چیزی شبیه یک مهمانی مربع است ، و در عوض یک جمعیت اقیانوسی وجود دارد ، و آنجا من درک کردم که اتفاقی برای همیشه افتاده است ، در غیر این صورت به چه دلیلی همه آن افراد می آیند؟ “

“سپس یک خاطره عجیب و زیبا از یادآوری من از یک مکالمه بسیار دلپذیر با ادموندو برسلی ، که در مورد شعرهای 883 صحبت کرده بود و من تعجب می کردم که” چرا یک روشنفکر ، یک دانشمند علوم سیاسی در این سطح درباره ما صحبت می کند؟ “

“من فکر کردم که این یک موقعیت کاملاً سیم دار است ، مثل اینکه به طور جدی در یک نسخه فکری ، اما در عوض ما ناهار بودیم و خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد ، زیرا به نظر می رسید او چیزهایی را در مورد آنچه من انجام داده بودم درک کرده است که حتی من اساساً آن را درک نکرده بودم و او به آنچه من این کار را انجام داده ام و امروز نیز این را به عنوان چیزی به یاد می آورم که بتوانم روزی پسرم را قاب بندی کنم و به او بگویم “

لیست بسیار طولانی از همکاری ها در صفحه ویکی پدیای شما وجود دارد ، آیا موردی را به خصوص به خاطر می آورید که شما را راضی کند؟
“بدون آسیب رساندن به کسی ، یک چیز که مرا به هیجان آورد ، درخواست کمک از نیل راجرز بود. من همیشه به یاد می آورم که وقتی این بسته های عظیم پرونده برای بارگیری و باز کردن و از حالت فشرده کردن تراک ها ، هر بار از آنچه او ضبط کرده بود ، به Dropbox می رسید ، این لذت های زندگی است. کمی چیزهای آزاردهنده ، اما وقتی می شنوید که ما در مورد چه چیزی صحبت می کنیم ، می فهمید که چرا یکی Nile Rodgers است و دیگری نه. یکی از بزرگترین شهوات ممکن است برای کسانی که این کار را انجام می دهند اتفاق بیفتد “

آیا در رابطه با مدیریت اورژانس بهداشتی با اشاره به کارگران این نمایشگاه مواردی وجود دارد که شما آن را دوست نداشته باشید؟
“از نظر من ، مثل این است که ما در The Walking Dead حضور داشتیم ، زامبی هایی وجود دارند ، به نظر می رسید اتفاقی که نمی تواند بیفتد و در عوض اتفاق افتاد ، هیچ یک از ما اقدامات متقابل نداشتیم ، هیچ یک از ما آماده نبودیم و هیچ سیستمی در جهان نبود. قادر به ارائه پاسخ کافی است.

“حقیقت این است که این موارد در اقتصاد مدرن غیرقابل کنترل است ، در یک اقتصاد نئولیبرالی که ما در آن زندگی می کنیم ، که در آن همه چیز باید خیلی سریع پیش رود ، که در آن رشد تنها ارزش ممکن است ، متوقف می شود کل سیستم لغزش “.

“در حین محاصره با دولت اجتماعی ، ما این کار را انجام دادیم ، تیم DPCM ، زیرا در آن لحظه هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کرد ، ما سعی کردیم توجه افرادی را که در این فاجعه زندگی می کنند ، همه کارگران دنیای موسیقی جلب کنیم ، زیرا واقعی مشکل اساسی این است که آنها شماره مالیات بر ارزش افزوده و تعاونی های کوچک هستند ، هیچ کس کارمند نیست ، آنها مشاغل پروژه هستند “.

“من معتقدم که یک شروع عالی این بود که (از مالیات طلب نکردم) از افرادی که درآمد کسب نخواهند کرد و پس از آن مهم خواهد بود که حرفه ای باشید ، سرمایه های از دست رفته ایجاد کنید ، بنابراین شما در تولد دوباره کشور سرمایه گذاری می کنید ، بنابراین نه رفاه بلکه سرمایه گذاری عمیق از دست رفته ، برای محافظت از حرفه ای بودن این افراد “.

“سپس بقیه ، پشت میز می نشینیم ، اگر مجبوریم درباره پیشرفت تورها خیلی خوب بحث کنیم ، هر کدام را با توجه به در دسترس بودن آنها کمک می کنیم ، موافقم ، یک خط مشترک پیدا می کنیم”

دیروز لورا پاوسینی در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که دولت متوجه نشده است که این تعداد کارگر چقدر است و امکان استخدام 570 هزار نفر توسط 50 هنرمند وجود ندارد …
“این خیلی درست است. این بسیار عوام فریبانه است که بگوییم ما می خواهیم به همه ما کمک کنیم ، اگر می توانیم کمک کنیم ، اجازه دهید این کار را انجام دهیم ، با این حال ، اولین چیزی که باید درک کنیم دقیقاً مبلغ مستقیم است.

“در هنگام نصب فلش تنه ، داوید فراریو ، دوست من ، همکار ، تهیه کننده ، گیتاریست شگفت انگیز من نیز حضور داشت که در این کار شرکت کرد و در اینستاگرام او پست زیبایی ارسال کرد ، در زیر آن یک نظر وجود داشت که می گفت” اینجا ، شاید این باشد لحظه ای که یک شغل واقعی پیدا می کنید “، یک نشانه است ، شما به کارگر نمایش مثل ما فکر می کنید ، به افراد ممتازی که روی صحنه می روند ، در واقعیت همه چیز متفاوت است ، این یک مجمع الجزایر است ، نیم میلیون نفر ، بسیاری از چیزها ، 570 هزار نفر هیچ ملتی توانایی تهیه فقرای جدید را ندارد ، چنین چیزی وجود ندارد ، همه چیز پایین می آید “

آخرین س moreال بیشتر یک درخواست است: آیا شما قول می دهید که همیشه تا این اندازه نسبت به خود وفادار بمانید؟
“من الان مثل پشه های کهربا پارک ژوراسیک هستم ، من این چیزهای اینجا هستم ، تا زمانی که به من فرصت می دهند دنیا را از طریق چشم ببینم ، کمی دور بین خواهند بود اما در یک فاصله خاص هنوز می توانم آنها را ببینم. تا زمانی که آنها به من فرصت دهند ، من همچنان ادامه می دهم “

https://www.youtube.com/watch؟v=2-sg8yfQwWk