AGI – بوریس جانسون نسبت به جدایی از فوتبال قاره بسیار عصبانی است دوازده حواری بالون ترکش، اما این چیزها نیز چیزهای او است. آنچه باز شده است ، جنگ فوتبال دوم نیست و نخواهد بود: این بسیار بدتر خواهد بود.

اولین درگیری آن را کاپوسسینسکی توصیف کرد و این نتیجه یک شور بود – اغراق آمیز ، کور ، کدر – اما همچنین احساس تعلق ، غرور ، افتخار و همچنین احساس هیدالگیسیمو احساس فقر پیکرسکی. نه آقا ، این جنگ فوتبال نیست که سالوادور را در سال 69 مقابل هندوراس قرار دهد.

خبر پیشنهادی  سهام الساندرو دی باتیستا در M5s ، با او یک شاخه کوچک وجود دارد

اینتر سمپدوریا ، لاوتارو مارتینز

از فوتبال این Brexit است ، و دقیقاً به همین دلیل ظریف تر و خطرناک تر است: از جنگی که علناً انجام می شود ، شما با یک پیمان صلح ، یا حداقل یک آتش بس بیرون می آیید. به مرور زمان می توانید درک کنید. فرانسوی ها و آلمانی ها ، وقتی کسی ایده خوبی برای اختراع جام قهرمانان داشت ، این کار را انجام دادند: تقسیم بر تاریخ ، برای تشویق یکدیگر در ورزشگاه متحد شدند.

تصادفی نیست که امروز آنها در برابر پروژه سوپرلیگ آقایان و خانمها دلیل مشترک می گیرند.

اما از یک Brexit ، که جدایی غیر توافقی از کسانی است که یکدیگر را دوست دارند اما پس از آن یکی از این دو تصمیم گرفت که خسته شده اند – نه بیشتر ، نه چیزی کمتر – هیچ بهبودی وجود ندارد. و ضربه به گوشت زنده وارد می شود: آهسته تر و دردناک تر و عمیق تر. زخم بهبود نمی یابد ، زیرا توسط کریس ایجاد شده است. سابری که در آسترلیتز مانند سدان استفاده کردند تقریباً کشنده نبود.

کوادریگای بن هور

و بگویم که همه چیز با ایده به دست آوردن عکس این قضیه شروع شد. این سال 1955 بود: اولین تنش زدایی ترسو با اجلاس ژنو و بازگشت آخرین اسیران جنگی که هنوز در سیبری جماهیر شوروی به آلمان بازمی گشت. جام قهرمانان با تیم هایی از هر دو طرف پرده آهنین ، گویی که می گوید دیر یا زود آن چیزها به قیمت انتظار برای سی و پنج سال دیگر سقوط می کند.

آنها آنقدر فرمول را دوست داشتند که مجبور بودند آن را نیز اختراع کنند جام نمایشگاه ها (در نظر گرفته شده به عنوان نمایشگاه های صنعتی ، که در مورد اینکه چه کسی هدف این مسابقات بود ، چیزهای زیادی می گوید) و جام برندگان جام. سه قلوهایی که به طور خلاصه ، روح قاره ای ، روحیه های ملی و یک مبارزه متعالی طبقه کارگر را گرد هم آورد.

باشد که آنها یکی باشند: این اروپا است. سرنوشت این دیوار مهر و موم شده بود ، و کسی که سقوط آن را پیش بینی کرد ساندرو مازولا با تفنگ ساچمهای در چمن وین در سال 64 بود.

اگر جدایی طلبان حق داشته باشند ، مزایای آنها تردیدی نیست. اینتر دیگر بوروسیا مونشنگلادباخ را با قوطی های خود نخواهد دید و میلان سرانجام می تواند آن موفقیت ناموسبی را که جام میتروپا سال 1982.

برای یوونتوس این کار آسان نخواهد بود: در برابر رئال آنها فینال لیگ قهرمانان اروپا در کاردیف در سال 2017 ، در مقابل بارسلونا در برلین در سال 2015 شکست خوردند. چیزهای جالب.

او می گوید: یک مجموعه خوب در پایان فصل و همه چیز می گذرد ، حتی 4-1 با رئال. سارا اما جاناچی آواز “کسانی که وقتی میلان و اینتر را از دست می دهند می گویند که این فقط یک بازی است اما بعد به خانه می آیند و فرزندان خود را کتک می زنند.” ما برای آنها ، برای کودکان خوشحالیم ، اما از وقتی که جهان با هم جمع شد ، در یک پرواز پله شلوغ ، Cathartic ارسطویی است و پولیس یا حداقل Hellas Verona را می سازد. در اینجا این سوicion ظن وجود دارد که تیم ها می توانند مانند یکدیگر شوند اسبهای ارابه بن هور: در پرداخت یک شیخ.

از آنچه اتفاق می افتد تعجب نکنید: همه چیز از روز اول شروع شد ، که در آن زمان در سال 1860 بود. فوتبال محلی وجود داشت: چیزی خشن تر از آنچه امروز فوتبال گالیک است. اما این بسیار خنده دار هم بود: طبقات کارگر اولین انقلاب صنعتی از معدن بیرون می آمدند تا دنبال توپ بروند.

فوتبال سوپرلیگ Brexit

آنتونلو کوکوردو در سال 1973 در یوونتوس – دربی کانتی ، بازی رفت جام قهرمانان

سپس اشراف و اشراف ، آقایان و استادان معادن از آکسفورد بیرون آمدند. آنها گفتند که این نمی تواند ادامه یابد ، و با تعیین تنظیمات بازی ، قوانین بازی را بازنویسی کردند. بنابراین بازی دریبل زنی ، که برای نسبی و سلف خود ایستاده بود ، به عنوان یک شوخی با شوالیه های کلاه دار پر ، می تواند در شورش پلبی ایستاده باشد ، جایی که حتی یک Fra ‘Tuck به آن چوب می دهد. تمیزتر ، مودب تر اما نه برای این معتبر تر و کمتر کثیف است.

آنها اساساً دو روحی هستند که هنوز در مقابل یکدیگر قرار دارند ، شاید کارگر بازی در حال گذر به Tiki taka تغییر نام داد و بازی دریبل زنی که توسط پاهای رونالدو تصعید می شود. آبردین فرگوسن یا لستر رانیری در برابر چلسی یا آرسنال که قبلاً از طبقه متوسط ​​میانه رو است و اکنون ملایم است. اما ما هنوز آنجا هستیم: سرگرمی مشترک در برابر خودشیفتگی نخبه گرایانه و خرابکار.

خلاصه اینکه هیچ چیز بیشتر از انگلیس نیست: هرچه کمتر باشیم بهتر هستیم. بعدش چی شد فلسفه Brexit است.

بوریس جانسون ، با توجه به وضعیت موجود ، شکایت نکنید.