AGI – استفنی میر نابغه است. و نه فقط به خاطر خلق کردنش دنیای خیالی که با شجاعت و مهارت پیچیده است و یکی از کلاسیک های ترسناک ، داستان دراکولای خون آشام است. با قرار دادن عناصری که از سنت گوتیک وحشت ناشی می شوند ، گرگینه ها. او آن دنیای تاریک ، نفرین شده و هولناک را ، بسیار انسانی ، برای همه (به ویژه نوجوانان) قابل دسترسی قرار داد. حتی عاشقانه.

او عشق غیر ممکن بین یک خون آشام (خوب) و یک دختر نوجوان را اختراع کرد که از “گرگ و میش” از 2006 تا “Breaking Dawn” از 2008 ، با عبور از “ماه جدید” و “Eclypse” از سال 2007، او با مهارت و هوش در حماسه پرفروش 160 میلیون نسخه بازگو کرد.

استفنی مایر ، 47 ساله آمریکایی از آریزونا ، پس از ادامه بهره برداری از ثروتمندان داستان عاشقانه بین ادوارد کالن و (عیسی) بلا سوان در سال 2016 نسخه ویژه “زندگی و مرگ” را منتشر کرد ، بازنویسی دیدنی و جذاب “گرگ و میش” که در آن او از تغییر جنسیت قهرمانان اصلی لذت برد (خون آشام یک زن است ، و انسان یک مرد است) ) ، برگرد از 24 سپتامبر در فروشگاه های ایتالیا با “خورشید نیمه شب”، منتشر شده توسط Fazi Editore (همان کل حماسه “گرگ و میش”).

یک رمان 782 صفحه ای (سری Lainka ، قیمت: 20 یورو) که دارای یک رمان خواهد بود تیراژ اولیه 100 هزار نسخه اگر تصور کنید که در ماه آگوست کتاب در جدول فروش آمازون ایتالیا شماره 1 بود ، پیش بینی آن به زودی به فروش می رسد ، پیش فروش آن با قیمت 9.99 یورو برای قالب کتاب و 19.99 باز شده است یورو برای قالب کاغذ. در عین حال ، در ایالات متحده آمریکا بهترین فروش را دارد یک میلیون نسخه فروخت در هفته اول

خبر پیشنهادی  بدون محرک های جدید ، بهبود ایالات متحده کندتر از حد انتظار است

چرا پس از آن مایر نابغه است؟ زیرا حماسه خود را از میلیون ها خواننده (و میلیون ها ) گرفته و تصمیم گرفته است که آن را فقط با تغییر موضوع داستانی احیا کند. پس همان داستان اما دیدگاه متفاوت. احساسات ، احساسات مختلف. کسانی که “گرگ و میش” را خوانده اند ، اما همچنین کسانی که فیلم زیبایی از کاترین هاردویک نوشته شده توسط ملیسا روزنبرگ را دیده اند ، از قبل داستان را می دانند و می دانند چه اتفاقی خواهد افتاد. اما او این را می داند زیرا آن را از طریق چشم بلا تجربه کرده است.

https://www.youtube.com/watch؟v=QDRLSqm_WVg

از طرف دیگر ، او نه می داند که ادوارد چه احساسی دارد و نه خون آشام را در پشت صحنه می بیند در حالی که در اولین کتاب حماسه صحبت می کنیم و بلا را مورد توجه قرار می دهیم. خواننده این را نمی داند ادوارد با حیوان درونی خود مبارزه می کند تا بلا را نکشد زیرا خون او عطر و بویی مقاومت ناپذیر دارد. او نمی داند وقتی کالن ها در غذاخوری تظاهر به خوردن غذا می کنند ، با ترس و احترام سایر دانشجویان مشاهده می کنند چه می گویند یا فکر می کنند.

او نمی داند که ادوارد کجاست وقتی بلا پس از نجات جان وی در بیمارستان بستری است و همچنین نمی داند که او چه فکر می کند گرگ که هنوز بیهوش است ، یعقوب ، در صحنه آخر وزنیا هنگام رقص در مدرسه ، هنگام بوییدن بلا که تازه با خون آشام ادوارد رقصیده است بوی بسیار بدی می دهد که نمی فهمد.

خبر پیشنهادی  مدیر ساردانی از دبیرستان در اورستانو به بالای مایکروسافت

استفنی میر با “خورشید نیمه شب” می خواهد طرفداران خود را به جهانی بازگرداند که نسل خوانندگان را اسیر خود کرد: “امیدوارم این کتاب به خوانندگانم فرصتی برای زندگی در دنیای خیالی برای مدتی بدهد – وی گفت – نمی توانم بگویم که چقدر از صبر و پشتیبانی آنها در طول سالهایی که طول کشید تا “خورشید نیمه شب” را تمام کنم“كتابي كه هميشه بسيار خوب نوشته شده است ، جايي كه جنبه روانشناختي و درگيري دروني بر قسمت عاشقانه غلبه دارد.

این بار ادوارد است ، پسر 80 ساله ای که نمی تواند بمیرد ، که در اول شخص زندگی می کند این داستانی که فکر می کرد غیرممکن است (و هنوز هم ادامه دارد). با بسیاری از تردیدها ، درگیری های درونی و ترس هایش. خواننده ، حتی اگر داستان را بداند ، مجذوب شرایط می شود ، افکار ادوارد و اطرافیان که می تواند بشنود (به استثنای افکار بلا و تا حدی پدر دختر). و او یک داستان متفاوت و جدید را زندگی می کند. گرچه همیشه یکسان است.

و در اینجا – دوباره – نبوغ استفنی میر: او “گرگ و میش” را گرفت و آن را دوباره نوشت “تغییر دیدگاه”. او یک کار عالی و دقیق انجام داد (از سال 2008 در هنگام ویرایش “ماه جدید” شروع شد و سپس قطع شد زیرا پیش نویس ها بدون اجازه نویسنده به صورت آنلاین منتشر شده بودند) ، مطمئناً موفق بود. و حالا ممکن است او پیش داشته باشد سه فصل دیگر این حماسه برای بازنویسی “با چشم ادوارد” که مطمئنا بهترین فروشنده است.

خبر پیشنهادی  درخواست Bonaccini به همکاران: "بیایید سعی کنیم با هم صحبت کنیم"

هیچ کس قبل از او دو بار حماسه ای ننوشته بود. البته یک عملیات تجاری استثنایی ، اما در مورد او نیز پشت آن قرار دارد یک اثر هنری عالی ، زیرا نوشتن او دلپذیر و جذاب است و ایده های او کاملاً واضح نیستند. به نظر می رسد عنصر روانشناختی گاهی اوقات بر عنصر روایی غلبه دارد. و نویسنده تلاش زیادی می کند تا با یک مرد ، هرچند خون آشام ، همذات پنداری کند. مخصوصا زمانی که این باید در مورد احساسات جسمی ، حتی احساسات جنسی مانند بوسیدن ، بگوید با بلا که میلیون ها خواننده را عاشق خود کرد. در واقع ، هیچ یک از طرفداران “گرگ و میش” با پیمایش در صفحات “خورشید نیمه شب” احساس “قبلاً خوانده شده” را نخواهند داشت.

و حالا او با اضطراب در انتظار فصل جدید حماسه است ، شاید یک تعبیر تازه خون آشامانه از “ماه جدید” باشد حتی اگر نویسنده این اتفاق را انکار کند: در یک مصاحبه اخیر ، او گفت که می خواهد چیز جدیدی ایجاد کند وداستان او توسط Renesmee ، دختری از دامپیرو ، روایت خواهد شد نیمی انسان و نیمی خون آشام دختر بلا و ادوارد. اما آیا واقعاً اینگونه خواهد بود؟