AGI – “این یک خسارت بزرگ برای خانواده اش است – او همسر و سه دختر کوچک خود را ترک می کند – به جمهوری دموکراتیک کنگو ، برای تمام آفریقا و . سفیر لوکا آتاناسیو یک دیپلمات جوان بود که به صلح و ترویج روایتی متفاوت در این قاره ، که فقط جنگ و منفی نیست. ” روزنامه نگار به همین نام لوکا آتاناسیو ، از رم ، متخصص آفریقا و مهاجرت اجباری ، متخصص در جمهوری دموکراتیک کنگو ، با اظهار نظر در مورد خبر کشته شدن سفیر در کمین کاروان ، این را به Agi می گوید. در هیئت مدیره ای که او در شرق کشور دریاچه های بزرگ سفر می کرد.

خبر پیشنهادی  انفجار نشویل ممکن است یک بمب گذاری انتحاری باشد

آتاناسیو با زاکیا سدیکی نقل مکان کرده بود ، رئیس و بنیانگذار سازمان غیردولتی “ماما صوفیا”، فعال در جمهوری دموکراتیک کنگو.

“آخرین پیام واتساپ وی از 23 ژانویه است. او گفت که با همدردی و دوستی در کنگو منتظر من است ، جایی که باید بین ماه های مارس و آوریل برای قسمت نهایی تحقیقاتم درباره کبالت ، در کاتانگای سابق به آنجا بروم. سفر من و او داشت یک سری مصاحبه ها را برای من ترتیب می داد تا روایت جدیدی را منتشر کنم. او به من گفت که از نظر ایمنی می توانم راحت باشم “گزارش می دهد آتاناسیو.

آنها با نام و نام خانوادگی مشترک هستند اما از همان علاقه و علاقه مشابه به آفریقا برخوردارند. این روزنامه نگار رومی می گوید: “ما مدتی است که یکدیگر را عملاً می شناسیم زیرا با موارد مشابهی سروکار داریم ، البته در بخشهای مختلف. آنها همچنین چندین بار با ما تبادل کرده اند.”

خبر پیشنهادی  کنته استعفای خود را اعلام کرد ، او به & # 039؛ ter & # 039؛

در یكی از این موارد مبادله ای شرم آور و پیچیده برای مدیریت صورت گرفته بود: این امر به مناسبت انتشار مقاله ای بود كه امضای آن توسط آتاناسیو ، روزنامه نگار ، بسیار سخت در مورد كنگو ، به ویژه در مورد كار دولت دولت بود. رئیس جمهور جوزف کبیلا. “رئیس جمهور کنگو شخصاً با سفیر آتاناسیو تماس گرفت و خواستار توضیح در مورد آن مقاله شد. او به سختی توضیح داد که او نویسنده این قطعه نبوده است ، بلکه یک روزنامه نگار ایتالیایی به همین نام و نام خانوادگی است” ادامه می دهد گفتگو.

خبر پیشنهادی  بدون گل در خانه ورونا

این روزنامه نگار رومی با سفیری که در سال 2017 در کینشاسا کار خود را آغاز کرده بود تا جلسه اکتبر گذشته در رم ، چندین تبادل مجازی داشته است. آتاناسیو نتیجه گیری می کند: “او در سفر خود به پایتخت ، چند ماه پیش ، ما را به صرف ناهار ، با یک همکار دیگر دعوت کرد. به همین مناسبت ، من همچنین همسر و دخترانش را ملاقات کردم. او جوان ، شایسته و پرشور بود ، یک ضرر واقعاً بزرگ”.