AGI – حضور او مانند تخته سنگی در ناپل و کامپانیا سنگینی می کرد. ای استاد فقط با نگاهش ، در حال حرکت و روحیه در زیر لنزهای حاشیه طلا ، می توانست فرمان مرگ را بدهد و ترس را گسترش دهد. برای یافتن Don Raffaele آن زمان در Cutolo در حال حاضر تلاش خیالی لازم بود: پیرمردی به سبک وزن ، 40 کیلو ، با ظاهری روحیه و موهای ژولیده ، کاهش یافت.

80 ، 55 ، 38

مردی با حافظه ولخرج و هذیان که دستور خونین ترین کارها را صادر کرد ، رئیسی که سایر رئیسان کامورا را به چالش کشید ، مذاکره کننده ای که نمایندگان ایالت را در زندان دریافت کرد “با واسطه” برای آزادی شورای منطقه ای Ciro Cirillo ربوده شده توسط تیپ های Rosse ، بافنده استراتژی های تصفیه شده جنایی و کارآفرینی. او ، کاتولو ، 80 سال نوامبر آینده که بیش از 55 در زندان به سر برد ، و از این بیشتر از 38 به زندان سخت ، او ماهها در بیمارستان بستری بود پارما خورده شده توسط بیماریها و زوال عقل پیر ، نتیجه نه تنها سن بلکه زندگی او بود که دنبال کرده و می خواست از وقتی که در بیست و دو سالگی ، او اولین قتل خود را انجام داد ، ایجاد یک کلمه اشتباه ، یک نگاه بیش از حد به او خواهر روزتا زندگی ای که او نمی خواست تغییرش دهد ، زیرا هرگز توبه نکرده و قول نداده است ، و تکرار می کند که چیزی برای توبه ندارد.

خبر پیشنهادی  بوکو حرام کشاورزان را دست کم 110 کشته در نیجریه کشت

در حالی که جنایتکاران دیگر ، که کم و بیش با عدالت همکاری می کردند ، شرایط آنها را تغییر داد ، کاتولو نمی خواست چنین کاری کند: شاید او قصد داشت به عنوان یک افسانه در تاریخ ثبت شود ، البته از شر ، اما نه برای او ، که خود را نویسنده کتاب دادگاه خودش بود و دیگران را به رسمیت نمی شناخت.

ماکارونی و لوبیا

مدتی بود که او در مصاحبه های یک ساعته در ماه حتی همسرش را بی عیب و نقص نمی شناخت. 41 بیس؛ نه وکیل او برای مدت سی سال ، Gaetano Aufiero ؛ در عوض ، دنیس دختر (که در سال 2007 با لقاح مصنوعی متولد شد) او را بله و نه شناخت. وضعیت او در هفته های اخیر از ورم رنجور بدتر شده بود و او را به مراقبت های ویژه بیمارستان پارما منتقل کردند و سپس به یک اتاق در بند بازداشت منتقل کردند که توسط یک گروه از مأموران محافظت می شد (وکیل در آخرین پنج مورد را شمرد دیدار چند روز پیش از او) به طوری که دیگر هرگز از رختخواب بلند نشد ، در مهی خوابیده بود که تصور مردم آن زمان را پنهان می کرد (چه سالی است؟ چه روزی؟ بوه) ، اما در آئین نامه ای که در تاریخ 2 اکتبر گذشته دادگاه نظارت بر رم درخواست تجدیدنظر علیه 41 bis را رد کرده بود ، مشخص شد که او قادر به پاسخ دادن به این س :ال است: شما برای ناهار چه چیزی می خورید؟ (ماکارونی و لوبیا).

خبر پیشنهادی  او روی پله های ورزشگاه المپیک لیز خورد ، زیرا دادگاه عالی Coni باید غرامت او را جبران کند

همه دیوانه

او جعل کرده بود ، عدم تعادل روحی ، برای بستری شدن در پناهندگی جنایی آورسا به لطف یک کماندو وابسته که او را با مواد منفجره آزاد کرد ، در 5 فوریه 1978 از آنجا (برای استفاده از کلمات “دور شد”) از آنجا فرار کرد. زمان گزارش های روانپزشکی بود که توسط روسای کامورا مورد بحث و پرسش قرار گرفت: همه کسانی که دیوانه به نظر می رسیدند یا ژست می گرفتند ، از میشله زازا ، پادشاه قاچاق تا امبرتو آماتورو ، که کابوس قاطر را لگد می زد ، دشمنان تلخ از کاتولو و در همین بازیهای تخصصی ، نیرنگها و نیرنگ ها بود که آلدو سمراری جرم شناس سر خود را از دست داد ، در سال 1982 توسط آماتورو گردن زده شد تا “او را مجازات کند” به دلیل ادعای سهولت شغلی (او نظر تخصصی را به نفع یک کاتولیایی تهیه کرد).

خبر پیشنهادی  LinkedIn به "داستان ها" تن می دهد. اما آیا واقعاً مورد نیاز بود؟

اعداد می توانند میزان وحشت را تحویل دهند اما هرگز آن را وزن نکنید. و در هر صورت: 1500 در مورد کشته شدگان جنگ کامورا فقط در دوره 1978-1983 ، یک بولتن جنگ مداوم که سردخانه های کامپانیا را با کامورا و قربانیان پر کرده است. ناپلئون او را شیطانی ، رافائل کوتولو ، علیه ائتلافی متحد در کارتل حروف اول نامید خانواده جدید. این درگیری با سیل پولی که برای بازسازی پس از زلزله به منطقه ریخته شد ، تشدید شد. در 23 نوامبر 1980 زمین لرزید و در زندان ناپلیتی Poggioreale اقوام از آن برای قتل عام استفاده کردند. با 265 قتل سال 1982 به اوج خود رسید.

چند قربانی کاتولو؟ چه تعداد و به کدام جنایات دستور داده است؟ یک استخوان بندی کامل: از معاون رئیس زندان Poggioreale ، جوزپه سالویا ، تا رئیس مالانای مالانی ، فرانسیس توراتلو ، تا ستوان سابق آنتونینو کوومو و همسرش ، کارلا کمپی. آنها یتیمی را به او سپردند كه كاتولو شعری را به او تقدیم كرد: “متأسفانه والدین استاد خیانت ، تهمت ، تهمت بودند. / شاهد كودك بی گناه ، سالم و متفاوت بزرگ می شوند. / برای زندگی بهتر همه چیز را فراموش كنید”.

پروفسور براق هذیان کتولو براق که هرگز نمی خواست توبه کند

© ویکی پدیا

بن گاززارا در “The Camorrista”

شعرها ، آن آهنگ و یک فیلم

چون کاتولو شاعر بود. اولین کتاب در سال 1980 (شعر و اندیشه) که حتی به گوفردو پاریس (که متوجه آن نشده بود) برخورد کرد یا استاد به طور نسبی شاعر بزرگ ناپلی ، فردیناندو روسو را دزدی ادبی کرد). یک لحظه (شعرهایی از زندان) و کاتولو همچنین شاعر بود. از فابریزیو دی آندره در رتیل دون رافائه. از جوزپه تورناتوره با فیلم کامورریستا (در کفش بن گزارا) ، که همچنان به پروژه خود ادامه می دهد و الهام بخش خواهد بود – این حقیقت است – کسانی که راه اشتباه را در پیش گرفته اند. و این موضوع را اثبات می کند “شهرت جنایی بدون تغییر” (سخنان قضات) از یا استاد، زیرا تلویزیون های محلی هنوز آن را پخش می کنند.

پرواز

چون بدن او 40 کیلو وزن داشت اما شهرتش خیلی بیشتر است. شاید حتی امروز که 40 کیلو به یک شبح تبدیل شده ، وزن آن مانند یک شبح باشد. نه به خاطر اسراری که او به گور می برد ، و آنقدرها هم فاش نمی کرد ، بلکه به خاطر لجبازی های مرموز یک ذهن غیرقابل تقلیل که در دیوانگی شفاف سختی را تحمل می کرد ، حتی قبل از 41 بیس ، در زندان Asinara که della Repubblica ، برای ارسال آن فشار داد در سال 1982.

پنج سال بعد ، او به روزنامه ها نوشت: “برای غلبه بر ناامیدی ، ناامیدی” از ماه های اول “من یک مگس بلند کردم. بله ، یک مگس و با این سخنرانی های طولانی ، با پرسش و پاسخ اختراع کردم. البته ، من فقط من بود که باید صحبت می کردم ، برای من و دوست وفادارم پرواز می کردم “.

خشکی و دریا

او قلعه مدیچی را در سال خریداری کرده بود اوکتاویان (365 اتاق ، یک روز در روز ، که هرگز یک روز از آن لذت نمی برد) ، او سعی کرده بود مافیای خارج از کشور گامبینو را راضی کند ، او سیاستمداران طبقه اول ، دوم و سوم را منتقل کرده بود ، او خوشحال بود که در مراسم تجلیل از دادگاه دادگاه ستارگان و فوتبالیست های محلی (رئیس جمهور آولینو برای او بوسیله خرید جدید جوری برای بوسیدن در اتاق دادگاه) عرفان کامورای باستان را که در ابتدای قرن بیستم با دادگاه کوکولو برای همیشه مرده بود ، بازسازی کرده بود ، پس از شروع جنگ جهانی اول (برای همیشه) بازگشت ، سپس برای چندمین بار با فاشیسم و ​​پس از جنگ جهانی دوم بازگشت ، هنگامی که لوکی لوسیانو به وطن بازگشت و توسط گوآپی جدید سیلی خورد ، که به نوبه خود می شد توسط تجارت مدرن تر ، کامورا کارآفرینی که چهره آخرین را ویران کرد ، یا بدشکلی آنتونیو اسپاون. به دستور دون رافائل ، كه همچنین با الهام از كالابری ها ، آیین ها ، سلسله مراتب ، “دادگاه” های كامورای “جدید” را بازسازی كرد. و از اوتاویانو ، در پای وزوو ، به شهر کامورا اعلان جنگ داد جولیان، که خودنمایی می کرد ، آواز می خواند ، طلای خودنمایی می کرد ، اتومبیل ، زن: ناپولی های شهر ، کسانی که “دریا را نگه می دارند”. ای استاد آن از زمین آمده است. بنابراین او جواهرات را به رخ نمی کشد بلکه فقط لبخند می زند. کامورا در مقابل کامورا در صفحه مهیجی از تاریخ سیاه پوستان جنوبی.

دون رافائل پیر فقط می توانست با مرگی که با او سازگار بود او را سیر کند. غیرقابل کاهش