ما عنوان دومین آلبوم ساخته Fabrizio De André را برای معرفی این ابتکار انتخاب کرده ایم که هدف از آن احترام به یاد بسیاری از قربانیان کورو ویروس است ، به طوری که مرگ آنها فقط یک محاسبه آماری یا بودجه ناشناس نیست. هر یک از این مرگ ها توسط خانواده و دوستانشان کاشته شد که حتی نمی توانستند به عزیزانشان سلام کنند. این یک لیست جامع نیست و نخواهد بود. اما این روش ما برای ادای احترام به این موجودات است.

امیلیانو پرانی او از کازنیگو ، شهری که وال گاندینو (برگامو) کوهها را ملاقات می کند ، آمد. رویاپرداز ، تصویرگر ، عکاس. تا اینکه دو سال پیش ، او به همراه نادیا ، هفده هزار کیلومتر طول استراحت ، با وسایل نقلیه عمومی در آمریکای جنوبی طی کرد. برای پیدا کردن و کمک به کسانی که در آنجا زندگی می کنند. در پایان ، همه چیز دوباره در تصاویر ، در کتاب “سفری برای دو نفر” ، که اخیراً منتشر شده ، برگشته است. او در 36 سالگی درگذشت.

ماریو سورو ، کارابینیر ، او سالها در طبقه هفتم دربار در میلان کار کرده بود. از آنجا که در شفاف ترین روزها می توانید کوه ها و آسمان خراش ها را ببینید ، سعی می کنید بفهمید بالاترین نقطه کدام است. در عوض ، او مجبور شد روی ایمنی قضاتی که در آنجا هستند ، تمرکز کند. هزار بار و هر روز هزار بار. تمرینی با صبر و حوصله ، با چشم هایی که بر روی نامرئی آموزش دیده است. او در 52 سالگی درگذشت.

فرانکو گاللی او مردی بود که دوربینش را برای مدیاستر روی شانه اش قرار داده بود و همانطور که روزنامه نگار گای می نویسد ، “اپراتور همه چیز است” زیرا تصویر در خانه های بیننده همیشه بر کلمه نوشته شده پیروز می شود. “گالو” ، می گوید مونیکا که در آن انتظارات با او بود ، “روزهای زیادی را در پیاده رو ، در یک زندان ، در دادگاه” گذراند ، در میان گرد و غبار که در آن نور مناسب برای گفتن پیدا کرده است. “ما دوباره در جایی با هم ملاقات خواهیم کرد – قول کارملو – و من شما را با هزار ایستادگی دیوانه خواهم کرد که سابق هرگز خوب نیست”. او در 55 سالگی درگذشت.

ماریو جودیچی، هنرمند نان و نقاشی. نانوا Endine ، تعداد انگشت شماری از خانه های مشرف به دریاچه کریستالی به همین نام در وال کاوالینا (برگامو) ، عصرانه در دوره های فلسفه در دانشگاه San Raffaele میلان شرکت کردند. در آنجا با ماسیمو کاسیاری آشنا شد که آخرین نمایشگاه را به صورت ابی در اختیار وی قرار داد. “Spes” نام داشت. او در 71 سالگی درگذشت.

استفانو مارتینی دو نام مستعار داشت. “ایل کروما” ، توضیح دهید که دوستان ، به دلیل اشتیاق شدید به موتور سیکلت ، “در وسایل مونتاژ ، جدا کردن ، دوست داشتن آنها وسواس” داشت. و “لندن 40” ، کد تاکسی او که با آن شگفتی های فلورانس را برای کسانی که سوار آن شده اند ، باز کرد. ماه فرانسو آن را به یاد دارد که ماه گذشته در مسیر Sesto Fiorentino با چشمانش روی آسفالت می درخشد. او در 64 سالگی درگذشت.

سرخیو روسی او بعد از جنگ مكرراً مغازه پدر كفش ساز خود را شروع كرد. او صندل هایی را اختراع کرد که در آن زمان عاشق غرفه های عاشق رومانا بود. چند سال بعد ، او یک زن و شوهر از آنها را در پای آنیتا اکبرگ قرار داد که در “Dolce vita” آنها را برای غرق شدن گاه به گاه در چشمه Trevi رژه بردند. سپس ، پادشاه کفش های لوکس در جهان. او در 85 سالگی درگذشت.

Fulvio Cortesini دی کاستلئون ، کرمونا ، “مراحل خود را به عنوان رقصنده تصور می کرد که توسط یک قلم مو روی یک ورقه ردیابی می شود” ، می گوید یکی از معلمان او در این مسیر است. “از سادگی و ظرافت خیره کننده بود”. با رقصیدن با “آنا شیرینش” ، مانوئل را به یاد می آورد ، “او یک طلسم را رها کرد”. آخرین هدیه خانواده یک لوح بود که در آنجا مراحل جدیدی را مورد مطالعه قرار داد. او در 67 سالگی درگذشت.

پل Arselli او زندگی خود را بر پایه شکر بنا کرد. ابتدا به عنوان کارگر فصلی ، سپس به عنوان کارگر و سرانجام مدیر کارخانه Eridania ، یکی از مارک های شناخته شده ، در Sarmata ، در نزدیکی پیاچنزا. وی گفت: “صحبت در مورد کارخانه قند مانند صحبت با یکی از اعضای خانواده است” ، او در مستند “قند تلخ؟” هیجان زده شد. 1992. وی در 69 سالگی درگذشت.

اوگو روززو او “تعقیب” كرد و در كتاب “ورق های پرواز” چاپ شده نادر و شكننده قرن های پانزدهم و شانزدهم را كه شامل اخبار مربوط به جنگ ها ، بلایای طبیعی ، ظهور دنباله دارها و موارد دیگر بود جمع آوری كرد. او در كتاب تاريخ كتاب را در دانشگاه تدريس كرده ، كتابخانه شهر كوچك خود ، تورتونا را رهبري كرده است. در اینجا ، دو سال پیش ، او مجدداً قدرتمند ضیافت عروسی سال 1489 Sforza توسط ایزابلا دی آراگونا و جیان گالاززو اسپورزا شد. او در 80 سالگی درگذشت.

خبر پیشنهادی  فقیرترین تیم تمام دوران بوندس لیگا

الیو دی ماریا هنگامی که او یک پسر در جنوا بود ، می گوید سایت tuttobici ، او متوقف شد که به دوندگان نگاه کند بنابراین آنقدر جذب شد که روزی قصاب عمویش استخوانی برای انداختن او انداخت. زین کوچک و پایین بود ، اما آتش داشت. او در یک مسابقه واحد پیروز شد ، اما عظیم بود زیرا این سرزمین و دریای او ، جنوا-ونتیمگلیای 1950 بود. برای جشن گرفتن ، اما مهمتر از همه برای شستن خود ، زیرا هیچ اتاق رختکن وجود نداشت ، خود را در امواج غوطه ور کرد. وی در سال 95 درگذشت.

آریل احمد، مراکش ، پدر دختری 12 ساله بود که توسط یکی از شرکای سابق ایتالیایی خود داشت. او مدتها او را ندیده بود و نتوانست او را از افکارش خارج کند. پائولا ، داوطلب تاریخی در زندان مودنا ، جایی که در آنجا زندانی بود ، می گوید: “یک مرد خجالتی ، خوب و مهربان. او همیشه از او تشکر می کرد ، حتی برای چیزهای کوچک.” وی در سال 2022 آزاد می گشت. وی در 36 سالگی در قیام زندان درگذشت به دنبال محدودیت هایی در مورد حقوق ویروس.

جورجیو Tognazzi ، ماریا در این باره می گوید: “در حالی که کالاها را در قفسه ها قرار می داد یا وقتی که درحال اتمام بود ، صبح بخیر یا عصر بخیر ، همیشه با مهربانی”. او نماینده اتحادیه بود ، بدون اینکه صدای خود را بلند کند: “صلح آمیز ، محتاط ، او بهزیستی همه را در دل داشت”. سوپر مارکت در لنو ، برشیا ، جایی که سالها در آن مشغول به کار است ، برای عزاداری تعطیل شده است. او 57 سال داشت.

Egidio Fara او یک “دروازه بان خیلی قوی” بود ، مردی که تیمش بوکس از دور می فرستد. سپس او با همه ابعادش با صدها کودک و جوان و خانواده هایشان به عنوان مربی مخلوط شد. او در فوتبال كودكان يك “ويژه” محسوب مي شد ، زيرا هدايايي نه تنها براي سرگرم كردن آنها بلكه براي پيروزي نيز داشت. او در 56 سالگی درگذشت.

استفانو بونی وی برای نقاشی های خود دو موضوع غیرمعمول داشت: کسانی که لباس کارابینیرها و سنت نیکلاس تولنتینو ، حامی کشورش ، ویادانا ، استان مانتوا را پوشیدند ، تکریم می کردند زیرا وی ساندویچ های برکت را به بیماران توزیع می کرد. وی برای یک عمر میله های ماهیگیری و وسایل شکار را فروخت ، غالباً با آکاردئون خود در مجالس سالمندان سرزنده یک مجری ستاره بود. سرانجام ، او برای تأمین هزینه ماجراجویی Macron Warriors Viadana ، تیم هاکی ویلچر ، نقاشی های خود را به حراج گذاشته بود. او در 85 سالگی درگذشت.

Giambattista Carara دوست جیانکارو می گوید: “قد شما متناسب با در دسترس بودن شما بود.” به مدت 50 سال ، دزدگیر باند آلبینو ، برگامو ، با انتشار یادداشتهای پرانرژی از گلزار خود. امانولا به یاد می آورد: “این به من شهامت داد زیرا من به عنوان تنها زن شرمنده شدم.” برق در شهرداری ، “او کار می کرد که گویا خانه اش است ، او دید که همکارانش در حال جدا شدن هستند.” او در 69 سالگی درگذشت.

میگوئل فرشته پاچاس مورا، پرو ، مددکار اجتماعی و بهداشتی “حضور کمی” داشت که می دانست درد در ناحیه پشت و استخوان بیماران بخش رادیولوژی و همچنین لبه های خلقی آنها را نرم کند. در کلینیک Città Studi در میلان ، همکاران می نویسند: “نام شما در راهرو تکرار شد ، ما به شما اطمینان دادیم که شما برای دستی دادن عجله خواهید کرد”. ملایم ، با این حال “با قدرت خود بیمار را جابجا کردید و به همه ما پیوستید تا ما را با اطمینان تر کنید.” او در 53 سالگی درگذشت.

والنتینو فیورینو دونینا، پارمسان ، با معابر پرداخته شده است. وی به عنوان یک بانوی غیر روحانی ، حرکات ، کلمات و نمادهای مراسم استقبال و وداع ، اعتدال و اعتدال ، افتتاحیه خانه ها یا باغ ها را همراهی می کرد. او به همه چیز بین قبل و بعد از آن ، رگه ای از لرزش علاقه مند بود. دوست او پائولا می گوید که او یک گل صد گل ، یک میخک هندی را کاشت ، “که پر از خصوصیاتی مانند شماست”. او در 59 سالگی درگذشت.

خبر پیشنهادی  کورو ویروس زاگر کاملیاها را به قتل رساند

Zaccaria Cometti بین پست ها او سبک خشک داشت اما پرواز کرد. او با آتالانتا ، تیمی با نام الهه ، شکارچی و خیلی سریع ازدواج کرد. او وقتی که این باشگاه در سال 1963 در جام ایتالیا پیروز شد ، دروازه بان او بود که تنها غنیمت در تابلوی اعلانات بود. پیپائولو را به یاد می آورد ، هنگامی که سارقان مدال خود را از خانه به سرقت برده بودند ، ناامید شد. “بهترین در خروج”. وی در 83 سالگی درگذشت.

آنجلو ‘علی’ روتولی او به خود اعتقاد داشت: “من” تایسون؟ ترس من! برو قهرمان سنگین وزن اروپا در سال 1987 ، او به Bergamo یک چالش جهانی را به همراه آورد ، با “شکر” د لئون با پورتوریکا از دست داد. این شکست ها او را بر زمین نمی زد. پسر ، پر از انرژی ، خشن ، طنزآمیز “، او اجازه داد که نت های صورتی شکوفه خود را برای فرار در خارج از جاده با دیوای سپس بریگیتس نیلسن و شوخی های موجود در قایق بادبانی با خلبان فرمول 1 ککه روزبرگ به یاد بیاورد. لوکا: “زمانی که ما به جای اسکی از مونتبلو در فوپولو پیاده شدیم.” او در 61 سالگی درگذشت.

جینو کاسینلی یکی از دوستانش ، تابستان گذشته اظهار داشت: آخرین ایده جالب خود را داشت ، تابستان گذشته: بازنگری “لدی آل سول” را با کنسرت پیانویی که توسط هلیکوپتر در جزیره آشیل حمل می شود ، باز کنید. انجمن او “Num del bharr” صدها نفر را در نواحی حیرت انگیز آب شیرین جمع کرد. پرستار ، سپس ماساژور ، “ساده اما عاشق عمیق شهرش”. او در 77 سالگی درگذشت.

نازارین جیانیتواو که اصالتاً اهل Foggia است ، به عنوان مأمور پلیس در زندان اوپا ، با ترجمه و مراکز آماده سازی فعالیت داشت. او زندانیان را همراهی کرد و بررسی کرد که همه چیز آرام است. در سال 2014 او مدال برنز شایستگی کسب کرده بود. “سخاوتمندانه” ، به یاد ضامن زندانیان ، Francesco Maisto. همکاران تابوت وی را در سه رنگ پیچیدند. وی در سن 52 سالگی درگذشت.

ماریو بنتیتی او فکر کرد که شعر “برای حضور با چاقو است”. یعنی: “به دانش سبک شناختی-رسمی بیش از حد اعتقاد ندارید بلکه حرفهایی برای گفتن دارید”. وی متولد نیمیس ، در فریولی و از نظر برخی منتقدین به عنوان بزرگترین شاعران معاصر شناخته شد ، وی سالها در یک موسسه حرفه ای در میلان تدریس کرد. او از جوانی با بیماری مزمن زندگی می کرد. “من چیزهای قدیمی را با خودم آوردم تا به درختان نگاه کنم: یک زمستان ، چند برگ روی شاخه ها ، یک نیمکت خالی.” او در 64 سالگی درگذشت.

فرانچسکو Azzolari دوستش انزو می گوید: “un gras de rost” بود. فرانکو می افزاید: “چند بحث کوچک و بسیار متمایز”. خصوصیاتی که در زمین محکم مزارع راگبی از آن سود برد. حتی اگر او در هیئت مدیره بود ، به عنوان یک مجری. “هرگز بازی نکرد ، اما او بیش از همه فهمید.” تا چند روز پیش ، دفتر مرکزی رنگ قرمز و سفید ، در اودروسکو ، دریا میلان افتتاح شد. وی در سن 76 سالگی درگذشت.

سرخیو باسیمعروف به “اسب” است. دیوانه ، او دشت پادانا ، رودخانه پو و شخصیت های دیوانه کننده آب و زمین مسطح را به موسیقی با گروه رودخانه پادوس قرار داد. در میان موفقیت های وی ، ‘E il fiume is تماشا می کند’ ، آلبومی که در 20 آهنگ ، Po را از مونویسو گرفته تا دهان همراهی می کند. “من دیدم که در یک دریا بزرگ گم شده اید و به ابرهای فراتر از آن می روید … سپس باران باران می رود و چه کسی می داند به کجا خواهد رفت”. وی در 69 سالگی در کرما درگذشت.

جیانی بولزونی به مدت 57 سال ، تا چند روز پیش ، او به همراه همسرش Clemy ، در رستوران “Il Fulmine” در Trescore Cremasco ، کندی کرد. در فضای روستایی ایجاد شده بین مه و رنگ هایی که توسط کارگردان لوکا گواداگنینو به وجود آمده است ، ساعت ها در جویدن کواتلو و دلخوشی های باسا صرف کردیم ، که از نگاه ناعادلانه او غافل می شد. او در 80 سالگی درگذشت.

Mariangelo Buttafava، در هر گوشه ای از Casal Pusterlengo ، اغلب با ماله های خود را روی یک شیروانی عبور. کارابینییر که عاشق گفتن جوک بود ، یکی از بنیانگذاران محلی صلیب ، داوطلب در نوار سخنرانی کاپوچین ، انیماتور “Siparietto” ، شرکت دیالکتیکی کشور بود که کمدی را برای اهداف خیرخواهانه آماده می کند “تا به مرد و او بگوید. “نقاط ضعف. “همانطور که گفتی pusé، pusé” ، در Facebook به او سلام کنید. “بیا ، برویم.” او در 69 سالگی درگذشت.

خبر پیشنهادی  Usa 2020: حمله ترامپي ها به واشنگتن ، "بيش از يك ميليون نفر"

Francesco (Ciccio) De Francescoدکتر ، بسیاری از آثار خود ، حتی یک چشمه را رها کرده است: آن “دو رودخانه” ، در میدان شهر مادری خود ، Barcellona Pozzo di Gotto ، سیسیل. وی با نقاشی “ماهیگیران ، رویاها و مدونا” ، می گوید کسانی که عاشق ژست هنری وی بودند و برخی آثاری که وی به شهر خریداری شده خود یعنی برگامو داد. سرانجام ، او آخرین انرژی خود را به او بخشید: وی برای انجام حرفه “اطاعت از پزشك بودن” به اورژانس بازگشت ، “یكی از دوستان خود می نویسد. وی در سن 82 سالگی درگذشت.

توسط Francesco Frigerio همه آنها به سزانا برایانزا منتقل شدند. او به همراه همسرش ماریا ، هر دو در پیش بندهای سفید ، مورخ غذای دهکده را مدیریت کرد ، کسی که آب نبات های موجود در کوزه های پلاستیکی بزرگ و هر آنچه را که لازم است برای قرار دادن در کمد باشد ، وی خرید خانه و یک مسابقه نقاشی را برای کودکانی اختراع کرده بود که آنها آب نبات های او را خریداری کردند که وی ناراحت بود زیرا دیگر به این ویروس به مدرسه نمی روند. “صدای او – به یاد می آورد شهردار – همه ساله از ورود به مشعل چراغ مشعل که پایان تابستان را مشخص کرد” خبر داد. او در 73 سالگی درگذشت.

اروس Gandola او فضاهای سبز طراحی کرد و گیاهان و گلهایی را در “مروارید دریاچه کومو” ، Bellagio درخشان به فروش رساند و بر روی مستطیلی که دو شاخه را تقسیم می کند ، استراحت کرد. “نماینده تاریخی انجمن داوطلبان کمک های اولیه” ، شهردار را به یاد می آورد و شهادت “تعهد گرانبهای وی به جامعه” می دهد. وی عضو باشگاه آلپاین ، مربیان فوتبالیست های جوانمرد بود. او با مادرش زندگی می کرد. او در 49 سالگی درگذشت.

سرنا Lanfranchi Calolziocorte ، در استان لکو ، برخورد نرم و دریبل را داشت که باعث می شود تیم والیبال فعالیت کند. او پیراهن کشور خود و سپس سایر کلوپهای منطقه را پوشیده بود ، در این ضمن او به طور حرفه ای ترسیم می کرد. “یادم می آید لبخند آرام شما ، صدای شما همانطور که بازی کردیم ، همیشه همان لبخند حتی وقتی تابستان امسال شما را ملاقات کردم. آن لبخند را در روح خود داشتی. ” او در 45 سالگی درگذشت.

آریگو Lanfredini در ویادانا ، در استان مانتوا ، او کارگاه اتومبیل سازی نداشت ، اما یک درمانگاه: “او دینام را شفا داد ، استارت پیوند زده شد ، اسپینتروژن ها را شفا داد ، رادیوها را آواز خواند.” شب ، پس از آن ، او به مطالعه ، “شب های او غوطه وری در ادبیات فنی بود.” به دلیل کمر ، خسته از عشق بیش از حد به شغل خود ، مجبور شد کارگاه خود را تعطیل کند ، اما آنها او را از کشورهای همسایه فراخوانده اند تا از وی بخواهند که تشخیص های کامل را از او بخواهد. وی در 81 سالگی درگذشت.

دان فاوستو رزمینی همراهان جامعه ، دون میلانی از سوریسول ، برگامو گفت: “او در سکوت و تنهایی شب رفت ، درست مانند بسیاری از مردانی که در خیابان زندگی می کردند و از او مراقبت می کردند.” چاپلین زندان شهر بیش از 30 سال ، “حكم ابد من”. او تعاریفی را دوست نداشت ، مانند تعریف “کشیش خیابان”. او در 67 سالگی درگذشت.

فرانسیسکا Scalabrini او صفحات زیادی را چرخانده است ، بدون این که هرگز موضوع را از دست بدهد. معلم ابتدایی با اشتیاق به فناوری ، مادر فدریکا که با او زندگی می کرد در روه ، در نزدیکی میلان ، فارغ التحصیل دوران بلوغ ، مدتی با دانشگاه کاتولیک میلان در آموزش معلمان جوان همکاری می کرد. در 10 مارس ، او این سخنان را در فیس بوک گذاشت: “خود را به کسانی که شما را می خندند ، فکر کنید ، رشد دهید ، تقدیم کنید. این درخت میزبان لانه همه پرندگان نیست. ” او در 55 سالگی درگذشت.

الساندرو سریولی اگر او را به عنوان پسری در پارکت ملاقات کردید ، چرخانید یا توپ را به اولین کسی که ملاقات کردید دادید. “در غیر این صورت آنها چوبی بودند” یا در بهترین حالت او به سمت سبد پرواز کرد. ایسئو ، تیمی از مرکز دریاچه کوچک ، همیشه طرفدار بسکتبال بوده است. پشت پوست ، “او یک مهربانی و عذاب بزرگ پنهان کرده است” ، دوستش Beppe می گوید. وی ابراز پشیمانی کرده بود که این روزها در مواقع لازم نتوانسته است خون اهدا کند ، اما با تب همراه بود. وی در 48 سالگی در خانه خود درگذشت ، بدون آنکه به بیمارستان برود. توپ را به همسر و دو فرزند خود واگذار کنید.