AGI – یک متخصص اجتناب ناپذیر می رسد و در یک روزنامه آلمانی به ما اطلاع می دهد که دانته جعلی است: نبوغ دروغ بود ، زبان دروغ بود ، شاید او نیز دشمن کاذب یک پاپ دروغ بود. توری که هشت قرن به طول انجامید. اگر چنین است ، اعتباری به اعتبار: چهل نسل همه ما را گول زده است. خوشبختانه کارشناس آلمانی در پایان می رسد و همه چیز را برای شما توضیح می دهد.

خبر پیشنهادی  "این پیشنهادات ما به كنته است. در ماه ژوئیه در میدان"

اگر در طول امتحان کلاس ، یا هنگام نوشتن مقاله در مورد دانته ، هرگز به همکلاسی خود نگاه نکرده اید ، دست خود را بالا ببرید. ما قسم می خوریم که حتی متخصصان و اساتید وجدان پاک ندارند. پس چرا دانته را به دزدی ادبی ، تنبلی ذهنی ، ناتوانی در شرح و کپی متهم می کنیم ، شاید با این تأیید ضعیف که سفر محمد به بهشت ​​(اگر ما اشتباه نکنیم XVII سوره قرآن) قبلاً او را خراب کرده است؟

خبر پیشنهادی  Von der Leyen می گوید ، از آوریل ماهانه تا 50 میلیون دوز واکسن در اتحادیه اروپا وجود دارد

این می تواند مانند این باشد که بگوید گوته احمق است فقط به این دلیل که شیطان انسان را وسوسه می کند (در انجیل مرقس ، 1 ، 12-13) تصور می کند یا به اروپا نشان می دهد که شخص می تواند خود را به خاطر عشق بکشد.

© عکس: iicbuenosaires.esteri.it

برزخ ، کانتو شانزدهم ، کمدی الهی

بیچاره لوته ، شما فقط یکی از هزار نفر هستید ، در میان شکافهایی که ترکیبی از یک واقعاً بزرگ را برای ایجاد موارد با ارزش دارد. در مورد آلمانی و ایتالیایی ، آنها یک چیز مشترک دارند: آنها هم ترکیبی از صد زبان هستند و هم صد پاتویا ، که قبل از آنهاست و از آنها زنده می ماند. مردی را از برگامو به پولیا بیاورید و بگذارید با گویش صحبت کند: همه باور خواهند کرد که اهل هامبورگ است. یک باواریایی به مکلنبورگ بیاورید و از او بخواهید که آن را به زبان بومی بیان کند و همه مطمئن خواهند شد که او از بیتونتو آمده است. زبانی که Frankfurter Rundschau با آن بیان می شود نیز در این مرحله یک زبان کار هنری است که به طور ماهرانه ای اختراع شده است.

اکنون ، آنچه در این انتقاد قابل توجه است ، انکار نویسندگی ایتالیایی از دانته نیست ، زیرا تولدی طولانی و دشوار بود و ژاکوپون و سیلو شایستگی هایی دارند. اگر چیزی وجود داشته باشد ، آنچه او را آزار می دهد این ایده است که او از خرده ریز کپی کرده است ، شاید با استفاده از Google Translate زیرا قادر به درک زبان عربی در نسخه اصلی نبود. از آنجا که درست است ، کپی کردن یک هنر است و شما آن را در مدرسه برای زندگی می آموزید ، اما اینکه بگویید دانته از قرآن کپی می کرد و می چسباند ، نه تنها سخاوتمندانه نیست بلکه کاملاً گمراه کننده است. کمدی از سوerstand تفاهم ها ، شاید با قضاوتی که اگر در فلورانس قرن چهاردهم بیان شود ، به تبعید دائمی منجر می شود.

اگر می خواستید مدلی پیدا کنید ، تاریخ ادبیات پر از آنهاست و دیگر نیازی به اذیت پیامبر نبود. بنابراین ما خود را به عنوان راهنمایی به یک متخصص غیرتصوری معرفی می کنیم.

ایل کانزونیر در قلب آناتولی

به عنوان مثال معاصر دانته جلال الدین رومی بود. او نسلی قبل از خود در آناتولی مرکزی زندگی می کرد: درست در زمان کپی برداری. او در اشعار خود نوشت که عشق نیروی آفرینش است و سو susp ظن در مورد عشقی که خورشید و سایر ستارگان را به حرکت در می آورد بوجود می آید.

در اشعار او (به نام “آواز بزرگ” و سپس به فکر Petrarch: جعلی عظیم دیگر) در اشعار او گفتیم ، می خوانیم: “برای بوسیدن گل سرخ / که شکوه و شکوه به جام می بخشد / جهان اکنون زبان خود را نشان می دهد / مانند گل سوسن” و در اینجا خر می افتد: گل رز ، سپس گل عرفانی بهشت ​​؛ فنجان ، و سپس دانته با اشاره به فرهنگ ولگردی ایرانی با الگو از ولفرام سر تکان داد. سرانجام ، جیگلیو ، که نیازی به توضیح ندارد: آنها هنوز آن را روی پیراهن های فوتبال می پوشند.

اما اگر می خواستید سابقه ای به ظاهر ناخوشایند پیدا کنید ، چرا به ویرجیل فکر نشده است؟ دانته آن را عملاً قلباً می دانست و کتاب Aeneid (VI ، 637-637) از فرود هیناس به هادس می گوید. با این تفاوت که بئاتریس دانته را به خدا می آورد ، در حالی که دیدو ، آن شروری که او را اغوا کرد و او را رها کرد ، کم و بیش او را به جهنم می فرستد.

حتی پیش از این اولیس در ادیسه (X ، 562 و بعد) همین کار را کرده بود ، پیش ساز. بنابراین ویرجیل نیز در حال کپی برداری بود. حتی هومر همه برای ساختن یک آیه از گیلگمش ، یک قهرمان سومری ، که خدایان را در مورد زندگی پس از مرگ چگونه است و همدم Enkidu را زیر سوال می برد. او از عطش دانش خود راضی است ، حتی اگر بعداً بفهمد که بهتر از این است که گلوله کاری نکند. Orpheus شانس بیشتری برای بازیابی Eurydice داشت ، در عوض Proserpina دوباره در وسط شلیک ظاهر شد ، اما فیلمنامه برنینی همین کار را روی یک مجسمه انجام داد. ایتالیایی ها ، فقط در گرفتن عقاید دیگران مهارت دارند.

رویای شوالیه

این می گوید: همه درست است ، اما نزول به هادس یک چیز است ، سفر به زندگی پس از مرگ مسیحیان چیز دیگری است. و نه ، زیرا در اینجا نیز نمونه قبلی وجود دارد. این “Visio Tnugdali” نامیده می شود ، و چنان مشهور است که سلریو سالها پیش آن را در منتشر کرد. این داستان Tnugdal است ، یک شوالیه سلتیک ایرلندی ، یک گناهکار بزرگ که در میانه راه زندگی خود را در یک رویای کلیسایی می بیند ، و جهنم را به صورت گروهی بر اساس دسته بندی های مختلف گناه مرتکب شده می بیند.

اما سپس بهتر به نظر می رسید و متوجه می شوید که سفر بین جزیره مبارک و لعنت یکی از نقاط اصلی سرگردانی های سان براندانو ، ایرلندی است که به نوبه خود – برخی می گویند – روایت Bran the خوشبخت که سپس در Mabinogion ظاهر می شود که به نوبه خود شامل اولین داستانهای آرتوریایی است که به کریتین دو تروا کمک می کند تا عشق درباری را ایده آل کند ، همان چیزی است که اساس زن صفحه نمایش دانته است. و در اینجا این چرخه سرانجام به پایان می رسد.

یا نه ، چرا این تاریخ ابدی انسان و امید اوست برای دیدن گل رز عرفانی ، برای ایجاد حرکت خورشید و سایر ستارگان ، و شاید حتی ادبیات خوب. همه موارد دیگر مقاله ای زودگذر است.